دهن لقی😒

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
اخه چرا بعضیا انقد دهن لقن 😒😒😒😒

یعنی از ظهر سر این قضیه انقد حرص خوردم که نگو

مابه خاهرم نگفته بودیم که بابام مریض شده چون راه دور درس میخونه اگه میگفتیم یه دقیقه هم اونجا دووم نمیاورد.این هفته هم گفته بودن که ما نمیایم هفته بعد میایم.

بعد ظهر زنعموم رفته دخترعموهامو از مدرسه بیاره ،خاهر دوست صمیمی ابجی منم تو همون مدرسه درس میخونده مامانشو اونجا دیده .بعد مامان اون دختره برگشته گریه و زاری که دخترم گفته این هفته نمیایم و میخام برم اردو 😒 زنعموی منم گفته که بابای اینم بیمارستانه حالش خوب نیست بهشم سپرده که به فلانی نگو هااااا که باباش بیمارستانه .

بعد من از کلاس رسیدم خونه دیدم گوشیم زنگ زد دیدم دوست آجیمه میگه ما فردا میایم خاهرت بیاد باباتونو ببینه😡😡😡😡😡یعنی دوساعتم نتونسته مامانش حرفو تو دلش نگه داره😡😡😠😠😠😠😠

اخه یعنی چی 😡وقتی یکی میگه نگو یعنی نگو دیگه میترکی اون حرفو تو دلت نگه داری😠

الله اکبر 😤😤😤

خدایا بمن صبر بده ،یعنی نمیشه من یه روز مثل بچه ادم زندگی کنم 

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 14:56
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها