پارک ضایع😁

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
پریروز رفته بودیم یه شهر دیگه دکتر برای بابام ،بابام ماشینو جلوی بیمارستان تو پارکینگ  پارک کرد اونجام خیلی شلوغ بود تو یه گوشه پارک کرد که اگه یکی دیگه پشتش ماشین نگه میداشت ما اصلا تا فردا صبحش نمیتونستیم از اونجا بیایم بیرون . ما رفتیم داخل تا کارامونو انجام بدیم ،اقا اونجا یه پسری بوووووود 😜پسر نگو بلا بگو 😂کت و شلوار رسمی ،هیکل بیست👌خلاصه اونم چشمش همش بمن بود منم خوشتیپ کرده بودم اخه😉ولی من اونو جز یه بار نگاه نکردم حالا میگین پس از کجا میدونی همش به تو نگاه میکرد سنگینی نگاهشو کامل روم احساس میکردم 😶بعد من و مامانم دیدیم کارا طول میکشه اومدیم تو ماشین استراحت کنیم که من دیدم ماشینی که پشت ماشین ما پارک شده رفته گفتم بزار ماشینو بکشم یکم اینورتر که راحت از پارک در بیاد .که دیدم این اقا هم درست روبروی من کنار ۲۰۶ش وایساده منو که میخام ماشینو حرکت بدم نگاه میکنه تا سوژه ازم بگیره 😕 منم اصلا تحویلش نگرفتم و به مامانم گفتم مامان بپر پایین فرمون بده من دنده عقب میام نخورم به ماشینا ،اونجام پر از این راننده تاکسیای سیریش بود 😠 من همین که یکم دنده عقب رفتم دیدم اینا داد میزنن مواظب باش جلوی ماشین خورد به جدول 😡اقا من اصلا میخام ماشینو بکوبم به دیوار به تو چه 😕اون پسرم که با پوزخند داشت منو نگاه میکردی😒خلااااااااصه یه بارم اومدم جلو که جلوبندی رو اروم زدم به جدول 😗😀باز راننده ها اومدن یه چی بگن که گفتم اقا من میخام یکم برم عقبتر که ماشین پشتش نزارن 😠اونام رفتن پی کارشون ،سیریشا😒 بعد دیگه بسلامتی ماشینو درست جابجا کردم و اون اقا پسرم با نیشخند از کنار بنده رد شد رفت 😒اخه بگو این شانسه تو داری 😂😂😂نمیشد جلوی این مهندس یکی از اون پارک مشتیاتو انجام میدادی که روش کم شه😣😀
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 17:31
برچسب‌ها : ضایع,
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها