مامان بزرگ مهربون😊 | بلاگ

مامان بزرگ مهربون😊

تعرفه تبلیغات در سایت
رفته بودم خونه مامان بزرگم طفلکی مریضه،نشستیم کلی باهم حرف زدیم از قدیما تعریف کرد میگفت که اونم قبلا خیاطی میکرده 😍

بعد رفتم گلدوناشونو از حیاط اوردم گزاشتم تو خونه .اومدنی انقد بوسیدم بهم سفارش کرد که مواظب خودم باشم .وقتی از خونه میومدم بیرون شنیدم که پشت سرم کلی دعای خیر برام کرد😍😍😍کلی حال دلم خوب شد .قربونش بشم الهی😘😘😘 

وقتایی که میبینم پدربزرگ مادربزرگا اینهمه مهربونن و ما نوه ها نامهربون 😞دلم میگیره.چقد من بدم 😔

مهربون,...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 17:31